السيد الطباطبائي

39

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و جالب اين كه قرآن عصاى موسى ( ع ) و يد بيضاى او را دو برهان مى نامد . اما در بينش ارسطوئيان جائى براى معجزه نيست هر پديده و حادثه بايد علت همسنخ خود را داشته باشد و هر حادثه و پديده اى را كه بدون « ايجاد علّى كه علتش با خودش همسنخ باشد » محال و « ممتنع » مى دانند . گفته شد كه خداى شان عاجز از ايجاد كردن است لذا به « صدور » معتقد شده اند و خدا را « علّتِ زايند جهان » مى دانند و اصول عقايد شان بر اين استوار است كه آن پديده اوليه كائنات از وجود خود خدا صادر شده است و در همين خشت اول ، مخلوق با خالق همسنخ مىشود و تكليف هم مباحث و مسائل ديگر روشن مىشود . خداى شان « يلد » است نه « لم يلد » . اينان آن همه آيات قرآن را كه به صراحت و نصّ مى گويند : فعل خداوند ( علاوه بر كار خلقى كه پديد آوردن چيزى از چيزى است ) نوع ديگر هم دارد و آن « احداث ، ايجاد ، انشاء ، ابداء ، و ابداع » است ، و اين فعل و كارِ « امرى » خدا است . كه باز تكرار كنيم : سوره يس آيه 82 : إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . سوره آل عمران آيه 47 : إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . و آيه هاى متعدد ديگر . هم معجزه هاى پيامبران نيز با امر محقق شده اند نه به وسيله قانون علت و معلول . و خود همين قانون علت و معلول نيز با امر ايجاد شده است قانونى كه خود خدا آن را به وجود آورده است ، چگونه شامل خود خدا مىشود ! ؟ ! ( كَيْفَ يَجْرِي عَلَيْهِ مَا هُوَ أَجْرَاه . « 1 » ) طلب جوانى كه تحت تربيت ارسطوئيات مشعوف انتزاع پردازى شده بود ، مى گفت : افسوس كه قرآن و اهل بيت ( ع ) سخنان شان را در قالب برهان هاى ارسطوئى نگفته اند ( ! ! ! ) .

--> ( 1 ) - حديث فرمايش اميرالمؤمنين ( ع ) و امام رضا ( ع ) است ، بحار ج ، 4 ص 229 و 254 - ج 54 ص 30 ، 31 ، 43 ، 285 .